کوه شیشه ای

_دوستدارم +جون مادرت بیابرو پی کارت بذار زندگیمونوکنیم

الزایمر ک بیماری نیست

درمونه

فقط ی نوع مرگ تدریجیه

اولش حواس پرتی...

بعداون کم کم اتفاقی روز مره یادت میره

بعداون کم کم میبینی از زندگی عقب میوفتی

بعداون میبینی حرفی ک تو دهنته و هنوز نزدیم فراموشت شده

بعداونم ک..کم کم خودتم یادت میره..

سخت تر از اون خاطره هایین ک هیشوقت فراموش نمیشن

مخاطبم کسیه ک میدونم اون این حرفو نمیخونه

ولی اگه روزی خوند خوب میفهمه باخودشم

اونی ک س سال تمام با دروغاش منو خام خودش کرد

اره باتوام



ازت متنفرم

ی روزی باید تاوان همه زجرهایی ک کشیدم و ندیدی

تموم بلا ها ودرد هایی ک بجونم از عمد انداختی

تموم اشکایی ک برات ریختم و ککتم نگزید رو

تاوان همه شو باید بدی

یادته سره مرگت چقدر حساس بودم؟

دیگه بمیریم برام فرقی نداره

ای کاش خبر اوارگیتو ی روز بشنوم

کاشکی ک...

هه

ارزشت اونقدر نیست ک بخوام درمورد نفرینی کنم

برو پی لیاقتت


نوشته شده در يکشنبه 4 آذر 1397 ساعت 0:08 توسط زهرا|

توروفقط میشه

خ

و

ا

س

ت

نمیشه

د

ا

ش

ت


نوشته شده در يکشنبه 6 آبان 1397 ساعت 23:39 توسط زهرا|



لطفا در ادامه مطلب کلیک کنید متشکرم.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه 6 شهريور 1397 ساعت 13:10 توسط زهرا|


شب که میشه؛

می‌افتیم توی رودخونه‌ای از خاطره‌ ها!

شنا می‌کنیم،

دست و پا می‌زنیم،

غرق میشیم

نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت 21:42 توسط زهرا|

لطفا به ادامه مطلب برید



::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه 22 تير 1397 ساعت 15:47 توسط زهرا|

سلام.آوابلاگ...

خوبی؟؟

نمیدونم هنوزم میشه تو" تُ فعالیت کرد...؟

از درد هانوشت؟؟

ازبغض هانوشت؟؟

ازخستگی هانوشت؟؟

کسی هست بخونه؟

یااینجاهم مثل زندگیم خلوته...

سوت وکور....

بِ قول یکی مواظب مخاطب خاص پست هام نباشید....


سلام اوابلاگی کِ...

خیلی اتفاقارو اون باعثش بود...

نوشته شده در سه شنبه 4 ارديبهشت 1397 ساعت 0:02 توسط زهرا|


آخرين مطالب
» الزایمر
» ...
» 1381/06/06
» شب های تنهایی
» 1397/04/22
» سلام اوابلاگ....

Design By : RoozGozar.com